تبليغاتX
فرهاد می نويسد!
دارم بدترین فرهاد عمرم رو  تجربه می کنم ! ولی به روم نمیارم!
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 21:22  توسط فرهاد | 
یا هو

زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست در مسیرش هر چه نازیباست آن تدبیر ماست!زندگی آب روانیست روان می گذرد...آنچه تقدیر من وتوست همان می گذرد! این جمله البته خیلی زیبا ما را در گل کرده است اما خوب یک جورایی راست می گوید. البته دوستی می گفت که نقش ما مهمتر است در زندگی (نسبت به چه؟). چون که اگر ما نباشیم زیبایی به خطوط کف دست هم نمی ماند!  در هر صورت بیا که رونق این کارخانه کم نشود / به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی! یه جورایی احساس غرور می کنم که هم با خوب بودنم خیلی چیزها ثابت می شود هم با بد بودنم. کانت بعد از این که با وجود قوانین اخلاقی خداوند را ثابت کرد مومنی گفت: پیش از این صاحب اخلاق بودم تا خداوند مرا به بهشت ببرد اما حالا صاحب اخلاق هستم تا اساسا خداوند ثابت شود.

پ.ن. : شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست/به شرط آنکه پسر را پدر کند داماد

پ.پ.ن.ن :

...Nobody dies a virgin because life always finds a way to f*** you

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:58  توسط فرهاد | 
در کنون زیستن به که در آمال و آرزوها زیستن و این به که در اوهام زیستن و این به که در آمال و آرزوهای  بر پایه ی اوهام زیستن!دیگر خیلی وقت است که مکرراً فرق آرزو و هدف به ما گوش زد شده است!

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت          بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام

سال خرم  فال نیکو  مال وافر  حال خوش              اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام       

                                                                                                                     (حافظ)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:0  توسط فرهاد | 
یا هو

حوالی ساعت ۳ بعد از ظهر ! تا آخر وقت اداری تنها ۱ ساعت باقی مانده !انسان تنها یک روز زنده است! و تنها یک وقت ادارای فرصت هست! همیشه دقایق آخر به فکر می افتم! اگر نشود! اگر نرسم! اگر ... . تنها یک ساعت ! و بعد از آن ۸ ساعت باقی مانده ی زندگی کم و بیش دست ما نیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط فرهاد | 
به نام خدا

در این دنیا که هر روزش چو هر ماهی گذر یابد گرش سختی بود نیم از نفس سنگین و دردافزا 

 ولی گر بر خوشی باشد به همچون نوح عمری داشتن اندک وَ شادی زا!

البته قصد جسارت به ملک الشعرا و شاعر شبیه این شعر نداشتم!

 

*پی نوشت: بعضی از دوستان در پست قبل در مورد اینکه "چرا نظرات باید تایید شود!"چه حضوری و چه ایترنتی اعتراض خود را اعلام کردند! اما برای شفاف سازی  (علی رغم اینکه وجود این سیستم تنها به من مربوط است ) دلیل اینکار را اعلام می کنم! چون تا حدودی دلم شکست!اما دلیل این بود که فردی با نام "فاحشه ی در به در" نظر داده بود و ...:دی! و من صرفا برای احترام به خواننده گان عزیز آن را پاک کردم و این سیستم را بستم! :دی! نه نمی خواهد معذرت خواهی کنید! :دی

اما به محض این که این کامنت را خواندم یاد این جمله افتادم!"در دنیایی که دوست داشتن نصف انسانها به چشم نمی آید و دوست داشتن نصف دیگر به دیده ی صفات زشت حیوانی نگریسته می شود؛نمی توان همه را دوست داشت." نوید. همان موقع هم گفتم به نوید که تا هرزگی نباشد هرزه پرست به وجود نمی آید! "چند وقت پیش یکی بهم گفت اگه تو یه رابطه ای ( رابطه ی جنسی )، پول بیاد وسط ، میشه همون چیزی که تو خیلی از جوامع پذیرفته نیست، احتمالا میشه همون تن فروشی!" مهسا.اما گاهی هم پول در میان نیست ولی تن فروشی هست!گاهی تنها یک عطش است!یا خریت!

دوست فاحشه من ! (من تکذیب می کنم!)این کار ها آخر و عاقبت ندارد! ممکن است دنیا را داشته باشی اما آخرت را هرگز! هر کسی فقط به فکر خودش است ! پس یک فکری برای خود بکن که فردا روز نه خانواده ای و نه دوستی و نه ... برای تو نمی ماند!دوست فاحشه ی من!حداقل دست از سر من و امثال من که "دانشجوی ۲ رقمی المپیادی " هستیم  بردار! برو با همسنگ خود دمخور باش که اینجا تو را چیزی نصیب نیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط فرهاد |